فاصلهٴ 210 تا 390 روز درنظر گرفته ميشد؛ يعني ميشد نتيجه گرفت، بچهاي كه سيزدهماه پس از مرگ پدر فرضياش متولد شده باشد، فرزند مشروع اوست.1
البته، اين نظريه كه نوزادان هشت ماهه زنده نميمانند، كاملاً تخيلي بود و كمتر از ندانستن مدت دقيق بارداري درخور سرزنش؛ بااين همه تا نيمهٴ سدهٴ هفدهم پزشكان و حقوقدانان آن را كوركورانه پذيرفته بودند! يكي از نخستين كساني كه به مبارزه با اين نظريه برخاست، پائولو زاتچيا سرپزشك پاپ بود كه در كتاب
مسايل پزشكي و حقوقي (كتاب اول، 1621) آن را مطرح كرد و اين نخستين كتاب مهم پزشكي قانوني بود.2 زاتچيا در كتاب اول، عنوان دوم (دربارهٴ مشروعيت و زنده ماندن)، مسئلهٴ چهارم، از آن بحث ميكند؛ او استدلالهاي خيالي را كه نوزاد هشت ماهه قادر به ادامهٴ زندگي نيست مطرح ميسازد ــ پيدا كردن نمونهٴ كاملتري از عدم واقعيت تمامعيار و گزافهآميز ممكن نبود3 (نك لوكارد، ص 383 ـ 385). پزشك پاپ همهٴ آن اباطيل را شست و كنار گذاشت و نتيجه گرفت طفل هشت ماهه بيش از هفت ماهه احتمال زنده ماندن دارد؛ نبايد اينهمه به اعداد توجه داشت.4 اگر در كتابي كه خطاب به برگزيدگان روشنفكر سدهٴ هفدهم بود، اظهار چنين مطالبي لازم ميآمد، پدياسيموس را از اينكه سيصدسال پيش از آن چنين بحثهايي كرده است، نبايد سرزنش كنيم. پيش از خاتمهٴ اين مطلب، بهتر است اضافه كنم كه هرچند زاتچيا نه ماه را طول مدت بارداري طبيعي درنظر گرفت، امكان بارداري طولانيتر، تا ده ماه (شمسي) را رد نكرد.
2. ارمنستان. دربارهٴ فعاليتهاي پزشكي ساير مسيحيان خاور نزديك چيز درخور گزارشي
1. در قصههاي ايراني 9 ماه (قمري) و 9 روز و 9 ساعت. ــ م.
2. درمورد پائولو زاتچيا (1584 ـ 1659)، نك (1020 5,) BL. كتاب او كه تا پايان سدهٴ هجدهم در حكم انجيل پزشكي قانوني بود، اول بار درهفت جلد در سالهاي 1621 ـ 1650 در رم چاپ شد و بارها تجديد چاپ گرديد. از جمله يك بار در قطع سلطاني در 1200 صفحه در سال 1651 در آمستردام. اعتبار زاتچيا در زمينهٴ پزشكي قانوني سبب گرديد، يك مجلهٴ مربوط به پزشكي قانوني به نام او منتشر شود (رم 1921 ـ 1933، تورينو 1937 به بعد).
3. ساختن لطيفه دراين زمينه بسيار آسان است، ولي نبايد فراموش كرد كه نمونههاي اينگونه عدم واقعيتها را همه روزه در مطبوعات ميتوان يافت. براي يك بحث مقدماتي ولي جالب، نك
(S. I. Hayakawa: Langunge in action (254 p., New York 1941; Isis
34, 84
در مورد سرزنشي كه لوسين برول فقيد (1857 ـ 1939) از بيحقيقتي مردم بدوي كرده، نك
ايسيس 12، 343 ـ 347؛ 30، 306 ـ 310.
4. نك. چاپ آمستردام سال 1651، ص 43 به گزيدهٴ مسئلهٴ 4: همچنين بخش 28 (ص 46).